![]() |
![]() |
|
| در جستجوی مهرورزی در اسلام.. |
|
دلم تنگ است اما بقول حمید سبزواری نمی نالم که ترسم ناله ام راه نفس گیرد وگر آهی برآرم شعله دامان قفس گیرد می گویند از امام زمانت بنویس آخر چه بنویسم که نوشته ام اوصافش را توصیف کند چه بنویسم که جمله جمله ی نوشته ام مظلومیتش را فریاد بزند براستی چه غریب است شنیده بودم ما می توانیم در تعجیلش کمک کنیم اما من حتی نتوانستم او را در ذهن آدمی که به او اعتقاد نداشت نشان دهم حالا فهمیدید همه ی ما کوچکتر از نوشتن برای او هستیم گریه کافی نیست آه بس نیست کاش فریاد کافی بود می ترسم می ترسم از زمانی که بمیرم و او را نبینم به جمکرانش که می روم بغض راه گلویم را بند می آورد آری من گریه می کنم من ناراحتم نه از دست او از دست کسانی به اسم انسان که براستی معنای انسانیت را نفهمیدند کاش گنجشک می شدم آنگاه آنقدر از آسمان به زمین نگاه می کردم تا نگاهم کند کاش حیوان وحشی در جنگل بودم آنوقت آنقدر شبها آزادانه ناله می زدم تا برایم دعا کند بیشتر از این می ترسم کاری بکنم که ناراحتش کنم می ترسم ترسم تمام نشود من فقط می توانم بگویم آقاجان من حقیر تر از برای تو نوشتن هستم مهدی جان کجاست منتظر تو! چه انتظار غریبی ! تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت چه بی خیال نشستم! چه کوششی چه تلاشی فقط نشستم و گفتم"خدا کند که بیایی" مهدی جان می دانم در لجنزار شقایق نخواهد روئید اما تو را بجان مادرت به دادمان برس برای آمدنت انتظار کافی نیست دعا و اشک و دلی داغدار کافی نیست خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی دعای این همه چشم انتظار کافی نیست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 15:57 توسط مرضیه رمضانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پیامبر اکرم می فرماید:
(اوج خرد بعد از دین داری دوستی با مردم و خوبی کردن به هر آدم نیک و بد است.) این وبلاگ به شما کمک خواهد کرد تا ارزش نیکی و احسان به دیگران را بدانید. خوشرویی، ریسمان محبت است. |
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
مرضیه رمضانی مرضیه رمضانی مرضیه رمضانی |
| دوستان |
|
در کوچه های ناکجا آباد روایت فجر قلم رنجه |
|
RSS
|